تعارف از نوع ایرانی (طنز)
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠  

یه روز یه یکی میره خونه رفیقش. وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش

میگه حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یکی میگه: باشه . نهار رو

میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه آخه با معده پر کجا میری ؟ یه

چرت بزن بعد برو. یکی میگه باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره

رفیقش میگه بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه باشه. یه دست

تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه الان که شب شده شام رو

بخور بعد برو. یکی میگه باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره

رفیقش میگه این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یکی

میگه باشه. میخوابه صبح بلند میشه بره رفیقش میگه صبحانه چی؟

یکی میگه نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرن!!!!



کلمات کلیدی: