از اینکه به موسوی رای نداده ام پشیمانم...
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۳  

اعتراف می کنم پس از گذشت حدود٧ ماه از انتخابات ریاست جمهوری از اینکه به آقای موسوی رای ندادم پشیمانم.

اما دلایل من برای اظهار پشیمانی‌ام:

موسوی گفته بود: اگر رای بیاورم مردم را دنبال ماشین خودم نمی کشانم.

موسوی راست گفته بود. اگر او رای می آورد مردم را دنبال ماشین خودش نمی کشاند بلکه خود سوار بر مردم می شد و آنها را این طرف و آن طرف می کشاند.

موسوی گفته بود: اگر من رای بیاورم گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان خواهم کرد.

موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد نه تنها گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان می کرد بلکه چوب حراج به ارزشها ، هنجارها ،دین، مذهب و همه مقدسات می زد.

موسوی گفته بود: اگر من رئیس جمهور شوم از بیت المال انقلاب برای اهدافم هزینه نخواهم کرد .

موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد از بیت المال انقلاب برای اهدافش خرج نمی کرد بلکه همه انقلاب را خرج اهداف خود می کرد.

موسوی گفته بود: اگر رئیس جمهور شود قانون را پیاده خواهد کرد.

موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد قانون را پیاده می کرد و خود به تنهایی ادامه مسیر می داد.

موسوی گفته بود:منسوب به خاندانی است که نشانش رنگ سبز است و به رنگ سبز ارادت ویژه ای دارد.

موسوی راست گفته بود. منظور موسوی از رنگ سبز و ارادت به آن،همان رنگ سبزی است که در زمان ولایتعهدی امام رئوف علیه السلام مزورانه همه گیر و رنگ سیاه کنار زده شد و اکنون در عاشورای حسینی معدود افرادی با دستبندها و سربندها و بازوبندهای سبز، پرچم ها و بیرقهای سیاه عزای حسین علیه السلام را پاره می کنند.

باور کنید  همه حرفهایی که موسوی می زد راست بود و برای تحقق آنها فقط اندکی زمان لازم داشت اما عده‌ای فکر می‌کردند او همچنان دروغ می‌گوید.

از قدیم االایام چه به جا و زیبا گفته اند که : حرف راست را باید از بچه شنید.


کلمات کلیدی: