جانم فدای رهبر...
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥  

جان فدای حرمت، یار خراسانی من!

چاره‏ی درد و غم و رنج پریشانی من!

 

می‏رسد نغمه‏ات از سبزترین پنجره‏ها

ای تو آرام دل خسته‏ی توفانی من!

 

می‏گدازد دل حسرت‏زده‏ی شیدا را

شرر آه من و ناله‏ی پنهانی من‏

 

در شب هجر تو، هر لحظه من و آتش آه‏

اشک داغ غم و این دیده‏ی بارانی من‏

 

کاش! ما را نفسی مژده‏ی دیدار دهی‏

بشنوی درد نهانی ز غزلخوانی من‏

 

ای زلال نفس سبز تو، آوای بهار!

وقت آن است که آیی، به گل‏افشانی من!

 

چشم امید من و لطف و کرامات شما

یاور ای یار خراسانی من!